خیابان در مشت ماست ! میترا یوسفی

• بیست و دوم بهمن نشان داد که جنبش مردم ایران برای آنکه بتواند منسجم روی پای خود بایستد و خواسته های خود را مطرح کند نیازمند ارتباط ارگانیک با سایر جنبش های اجتماعی ست. این حضورهای توده وار و بی برنامه در خیابانها می تواند در کوتاه مدت موثر باشد اما در دراز مدت، با توجه به راهی که این جنبش در پیش دارد و فضای امنیتی موجود، منجر به سرخوردگی و یأس می گردد …
………………………………………………………………………………………
بیست و دوم بهمن به باور من بر گلوگاه شکافی دست گذاشت که قریب هشت ماه است که سهوآ یا عمدآ نادیده گرفته می شود. ایستگاه های صلواتی و صورت رنجدیده ی مردمانی که در تکاپوی دریافت اقلامی کم و بیش اند ، صورتی تراژیک اما واقعی به رویدادهای بیست و دوم بهمن بخشیده است.خیابان همان خیابان است با این تفاوت که دولت کودتا همه ی امکانات اش را بسیج می کند و با صرف بودجه ی میلیاردی مردمان در مقابل هم می نشاند …مردمانی که با هم بیگانه اند ..بر سر هم فریاد مرگ بر منافق سر می دهند …و نا باورانه بازنده ی بلامنازع این نبرد خود مردم اند..
روزهاست که در فضای مجازی که ترکیبی نامتجانس از تمام احزاب ، گروهها و نحله های فکری را در خود جای داده، صحبت از جنبش مردم ایران است. همان جنبشی که به باور برخی سبز و برخی سرخ می نماید… همان جنبشی که برخی خواهان رادیکالیزه شدن اش هستند و برخی دیگر بر جنبه ی رفرمیستی آن تاکید می کنند…
روزهاست که کنش مردم ایران در خیابان های شهر زیر ذره بین رسانه های جهانی ثبت می شود و انکارشدگان همه ی این سالها که بار تبعید را به دوش می کشند با صورت هایی نوین در عرصه اجتماع حاضر شده اند و در شهر و کشور میزبان فریاد دادخواهی سر می دهند…
روزهاست که جنبش جوانان خارج از کشور به پویش خود ادامه می دهد و روایتگر مبارزات مردم است… در فضای مجازی و حقیقی حضور دارد و روح تازه ای به پیکره ی مبارزات ایرانیان خارج از کشور دمیده…
روزهاست که می نویسیم و می خوانیم و خوانده می شویم. روزهاست که چشم به راه آن سرزمین ایم… روزهاست که لا به لای خبرها، رفیقان مان، یاران مان را می جوییم و نمی یابیم. روزهاست که هزینه های مدام بر بدنه ی نحیف جنبش تحمیل می شود.
اما بیست و دوم بهمن نقطه ی عطف است… بیست و دوم بهمن برای همه آنها که خود را جزئی از جنبش مردم ایران می دانند، حاوی درسهایی مهم است که باید به آنها توجه کنیم…
بیست و دوم بهمن نشان داد که جنبش مردم ایران برای آنکه بتواند منسجم روی پای خود بایستد و خواسته های خود را مطرح کند نیازمند ارتباط ارگانیک با سایر جنبش های اجتماعی ست. این حضورهای توده وار و بی برنامه در خیابانها می تواند در کوتاه مدت موثر باشد اما در دراز مدت، با توجه به راهی که این جنبش در پیش دارد و فضای امنیتی موجود، منجر به سرخوردگی و یأس می گردد.
بیست و دوم بهمن نشان داد که سر سپردن به گفتمان غالب و تاکتیک های پیشنهادی این گفتمان برای مبارزه و حضور در خیابان، بی آنکه به نقد این تاکتیک ها پرداخته شود و این گفتمان به بوته نقد سپرده شود، تنها و تنها منجر به فرصت سوزی می شود. و تحقق خواستهای جنبش را به تعویق می اندازد.
بیست و دوم بهمن صحنه قدرت نمایی دولت کودتایی به مردمی بود که شقه شقه شده اند و رودرروی هم قرار گرفته اند، این رویارویی حتمآ پیش شرط های اقتصادی دارد که تاکنون به آن نپرداخته و یا کم پرداخته ایم. و بارها و بارها در این هشت ماه بر جنبه های نامعین این جنبش مانند بی طبقه بودنش تاکید کرده ایم، بدون آنکه ناهمگن بودن این توده بی شکل و شکاف هایش را به رسمیت شناخته و تحلیل کنیم…
بیست و دوم بهمن به باور من روز مهمی بود برای آنکه بعد از هشت ماه، متولد بیست و دوم خرداد که در نتیجه ی سالها نبرد خستگی ناپذیر این مردم، پا به عرصه ی نمادین گذاشته، را به نقد بکشیم و نگاهی دوباره به همه ی فراز و نشیب های این روزها بیفکنیم… و باور کنیم که این جنبش می تواند و باید بر احساس و هیجان های مقطعی اش چیره شود، روی پاهایش بایستد، گفتمان اش را به دور دست ترین نقاط برساند، هم پیمانان اش را تمیز دهد و فریاد کند خواسته هایش را.
باور کنیم که خیابان در مشت ماست … مایی که مردمیم .. مایی که پیروزیم تا در صحنه ایم… به درازای تاریخ.
منبع : اخبار روز

برچسب‌ها:

2 پاسخ to “خیابان در مشت ماست ! میترا یوسفی”

  1. خیابان در مشت ماست ! میترا یوسفی « سایت خبری راه کارگر Says:

    […] و فضای امنیتی موجود، منجر به سرخوردگی و یأس می گردد  …متن کامل مقاله  …………… […]

  2. Morteza Kavian Says:

    درسی که مجموعهء حرکات جنبش تا به امروز برای آنان که نسبت به موضوع جهت یابی آن حساسند، قابل کسب است، درسی تازه نیست؛ موضوع اساسی این جنبش، همانا فقدان جهت گیری روشن آن و نیز فقدان مرجع فکری و نظری مشخص و قابل اعتمادیست که حرکت عملی در راستای سازماندهی حرکات و نیز آموزش نظری به مردم را بسیار ناهموار میسازد.
    موضوع ضرورت سازماندهی نیرو های جنبشی مردم، موضوعیست آشکار و برای حداقل سازمان ها و احزاب معتقد و وفادار به آموزه های مارکس ، تنها راه شناخته شدهء ممکن برای پیشبرد مؤثر حرکات توده ایست. امروز میبایستی با تعللی کوتاه بر روی چنین ضرورتی، اما به سرعت به پله ای بالاتر صعود نمائیم و به بحث هائی بر سر نحوه ء عملی سازی و فراهم آوری امکانات سازماندهی توده ای بنشینیم.
    تداوم جنبش، تضمین بخش بقای شور انقلابی توده ایست؛ اما تواوم بی جهت آن، انگیزه های ادامهء آنرا مستهلک میسازد. باید به امکاناتی فکر کرد که صدای خفتهء آنانی که آزادی را در قالب برابری اجتماعی میفهمند به همین توده های خروشان برسد. امروز باید نیرویمان بیشتر از هر چیز، صرف راهیابی های عملی برای تحقق سازماندهی توده ای گردد. پایه های اعتماد بزرگ توده های عظیم مردم در آینده و در ادامهء جنبش آنان، به نیروی معینی که چیزی نیست جز نیروی چپ انقلابی، از همین امروز ساخته و پرداخته شود، زیرا که فردا در اوج خروش توده ای، هر نیروئی که امکانات بیشتری برای بدست گیری فرمان حرکت در اختیار داشته باشد، برندهء قریب الانتظار خواهد بود. و آنروز شانس نیرو های چپ، در بهترین حالت، شانسی برابر با دیگر نیرو ها خواهد بود. باید زمینه های اعتماد سترگ تودهء مردم به نیرو های چپ را بطور عملی پایه ریزی کنیم. بیائیم تلاش کنیم، چنین راه ها ئی را مورد بررسی قرار داده و به بدعت های منطبق بر امکانات خود و نیز مختصات عمومی مبارزهء توده ای دست زنیم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: