Archive for the ‘اعلامیه ی هیئت اجرائی’ Category

بیانیه ی هیئت اجرائی سازمان :۲۲ بهمن را به روز قدرت نمائی مردمی تبدیل کنیم!

فوریه 9, 2010

بیانیه ی هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

به مناسبت سالگرد انقلاب بهمن

۳۱ سال از انقلاب عظیمی که دیکتاتوری پهلوی را در هم کوبید، می گذرد. در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ اکثریت عظیم و لگدمال شده ی مردم ایران، پس از یک سال مبارزه ی پرشور و شجاعانه ، «تمدن بزرگ» شاهنشاهی، مجهزترین دستگاه سرکوب در خاورمیانه و متحد اصلی آمریکا در منطقه را به زیر کشیدند. انقلاب بزرگی که طومار استبداد پنجاه و هفت ساله خاندان پهلوی را در هم پیچید و نشان داد شاه «سایه خدا» نیست، با شکست در اوج پیروزی، راه را برای به قدرت رسیدن استبداد دیگری که خود را «نماینده خدا» در زمین می داند، گشود.

استبدادی که به دنبال انقلاب بهمن با سوار شدن بر گرده ی زحمتکشان ایران به قدرت رسید، نه یک استبداد متعارف، بلکه استبداد دینی است که در کنار خشن ترین سرکوب های سیاسی، گسترده ترین سرکوب های فرهنگی را سازمان داده و می دهد. ورشکستگی اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی جمهوری اسلامی بدان جا رسیده که در تلاش برای حفظ موجودیت اش ناچار است که تنها با تکیه بر زور عریان و فزاینده و اعمال هر چه پیگیرتر و خشن تر نوعی توتالتیاریسم سیاسی و فرهنگی به حیاتش ادامه دهد. اما درست همین سیاست ، که برای مقابله با فشار خردکننده اعتراضات مردم صورت می گیرد، دولت اسلامی را در تقابل با اکثریت عظیم مردم ایران قرارداده است.

کم نیستند کسانی که شکست انقلاب بهمن را نتیجه منطقی حضور مردم عادی لگدمال شده در صحنه ی سیاسی کشور می دانند. برخلاف نظر مخالفان رنگارنگ انقلاب و بر خلاف نظر مدافعان رژیم سلطنتی خاندان پهلوی که مداخله پابرهنگان و مردمِ اعماق را بزرگترین فاجعه ای میدانند که در سال۱۳۵۷ اتفاق افتاد، زیبائی انقلاب بهمن ۵۷ محصول و مدیون حضور همین مردمان عادی بود، و امروز هم، درست درخشش چشمگیر زیبائی همین توده هاست که چهره زشت و کثیف جمهوری اسلامی را رسوا کرده است. همین حضور مردم اعماق، پابرهنه ها و اکثریت عظیم لگدمال شده گان ایران برای آزادی و عدالت اجتماعی است که جمهوری اسلامی را سراسیمه و آشفته کرده است. دقیقأ همین حضور زیبای جنبش مردمی است که برای دستگاه ولی فقیه راهِ عقب نشینی باقی نگذاشته و دستگاه ولایت را وادار کرده است که با نهادن تیغ بر گلوی جوانان ایران، چهره زشت و کریه خود را در معرض دید جهانیان قرار دهد و با ارعاب و زور، بخواهد مردمی را که به آن نه گفته اند به بیعت در ۲۲ بهمن وادار کند. اما:

۲۲بهمن امسال در شرایطی فرا می رسد که رشد و گسترش جنبش ضداستبدادی مردم در ۸ماه گذشته، ارکان دستگاه ولایت فقیه را لرزانده است. دوام، عمق یابی مداوم، و توده ای ترشدن این جنبش به تعمیق هرچه بیشتر بحران مزمن جمهوری اسلامی منجر شده و آن را با بزرگترین بحران هویت و موجودیتش روبرو ساخته است.

۲۲ بهمن امسال در زمانی فرا می رسد که شمار فزون تری از زنان و مردانی که سال هاست در رویاروئی با حکومت ظلمت، نکبت و بیداد، و در یک نبرد نابرابر، تجارب انبوهی آموخته اند، آشکارا و شجاعانه علیه دستگاه ولایت فقیه به پا خاسته اند.

۲۲ بهمن امسال در شرایطی فرا می رسد که حضور شجاعانه مردم در میدان مبارزه در هشت ماه گذشته آن چنان ارکان دستگاه ولایت را لرزانده که هر حرکت این دستگاه برای خاموش کردن شعله ها ی خشم جنبش مردمی نه تنها شکست خورده، بلکه بیش از پیش ضعف ولی فقیه و حامیانش را به نمایش گذاشته است.

۲۲ بهمن امسال در شرایطی فرا می رسد که با وجود توسل به وحشیانه ترین اشکال سرکوب، از جمله شکنجه، تجاوز، تحقیر، و گسترش ترور و اعدام در ایران، کودتاگران کاملأ می دانند که از هیچ مشروعیت اخلاقی و سیاسی برخوردار نیستند. در واقع توسل به سرکوب هر چه بیشتر، بهترین شاهد ورشکستگی همه جانبه این هاست. این ورشکستگی سیاسی و اخلاقی هم زمان خود را در تلاش برای نادیده گرفتن مردم و صورت مسئله ی بحران اقتصادی – اجتماعی و سیاسی ای که قبل از کودتا نیز گلوی این نظام را در چنگال قدرتمند خویش می فشرده است، نشان می دهد..

اکنون که دستگاه ولایت در انزوای فلج کننده ای گرفتار آمده، و جنبش گسترده ی ضد دیکتاتوری آن را به محاصره درآورده است، شما مردم میتوانید روز ۲۲ بهمن امسال را با حضورگسترده ، سراسری و متحد و فریاد رسای «مرگ بر دیکتاتور» به نقطه عطف دیگری در این راهپیمائی بزرگ تبدیل نمائید. دستگاه ولایت و تمامی نهادها و ارگان های تعمیق و سرکوبش برای سازماندهی تظاهرات فرمایشی بیعت گونه تلاش می کنند، اما شما مردم میتوانید با حضور مستقل و متحد همه نیروهای ضداستبدادی، این تلاش سازمان یافته ی نیروهای سرکوب را نقش برآب سازید.

حضور گسترده ی زنان و مردان، پیر و جوان، کارگر و زحمتکش و معلم، دانش آموز و دانشجو، فارس و کرد، ترک و ترکمن، عرب و بلوچ، وقتی بصورت میلیونی انجام گیرد، هیچ قدرتی نمی تواند اثرات خورد کننده آن در رابطه با درهم شکستن قدرقدرتی نظام در ذهن اکثریت عظیم شهروندان را خنثی نماید.

شرکت گسترده شما مردم آزایخواه در۲۲ بهمن امسال، ارکان دستگاه استبداد ولایی را یک بار دیگر خواهد لرزاند و زمینه ی در هم شکستن آن را فراهم خواهد آورد. انقلاب عظیم ۵۷ قدمی به سوی پروژه ی ناتمام راهپیمائی بزرگ مردم ایران در راه دستیابی به آزادی و عدالت اجتماعی و همبستگی مردمی بود. ۲۲ بهمن امسال را به نقطه عطفی در جهت تکمیل این پروژه ی ناتمام تبدیل کنیم.

از آن جا که مبارزه ضد دیکتاتوری کنونی را تنها آغازی در مسیر این راهپیمائی سترگ می دانیم، لازم است به مناسبت فرارسیدن ۲۲ بهمن بر برخی از نکات در این راستا تاکیدی مجدد کنیم:

۱ – دوام و گسترش دامنه ی جنبش و مخصوصاً ضرورت حیاتی فعال شدن هر چه بیشتر کارگران و زحمتکشان که اکثریت جمعیت را تشکیل می دهند و بدون آن ها نه فقط انقلاب ، بلکه هیچ دگرگونی ساختاری در خور توجه ممکن نیست، از اهمیت اساسی برخوردار است.

۲ – اتخاذ تاکتیک هایی که در مراحل مختلف پیشروی جنبش، دوام و گسترش دامنه آن را تضمین می کنند و نمی گذارند هزینه سرانه مشارکت در جنبش سیاسی چنان بالا برود که فقط دست از جان شسته ها توان پرداخت آن را داشته باشند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند.

۳ – باید این حقیقت را مورد تاکید قرار دهیم که هر چه جنبش توده ای بیشتر دوام بیاورد ، امکان سازمان یابی مستقل کارگران و زحمتکشان و شکل گیری آگاهی سیاسی و طبقاتی آن ها و بنابراین وزن و نقش آن ها در تعیین مسیر حوادث بیشتر می شود و احتمال سوء استفاده از مبارزات آن ها برای موج سواران کاهش می یابد.

۴ – تأکید بر اصل حاکمیت مردم ایران و نفی هر نوع وابستگی به قدرت های خارجی و مخالفت قطعی با هر نوع مداخله قدرت های خارجی در تعیین سرنوشت مردم ایران از اهمیت اساسی برخوردار است.

۵ –بدون تأکید بر ضرورت جدایی دین از دولت ؛ برابری حقوقی و اجتماعی زنان و مردان در همه حوزه ها ؛ تأکید بر برابری ملیت های ایران و دفاع از حق آن ها درتعیین سرنوشت شان و دفاع از برابر حقوقی کامل همه اقلیت های فرهنگی و زبانی و معتقدان به مذاهب مختلف و غیر معتقدان به هر نوع مذهب ، نمی توان از شکل گیری دمکراسی در ایران آینده سخنی به میان آورد.

۶ – بدون تأکید بر اهمیت حیاتی آزادی های بنیادی همه و مطلقاً همه ایرانیان و دفاع قاطع از اصل برابری در آزادی و تأکید بر ضرورت دموکراسی فعال و مشارکتی که از طریق حق مداخله برابر همه و مطلقاً همه ایرانیان و گره خوردن برابری های اقتصادی – اجتماعی با برابری های سیاسی – حقوقی قابل وصول است، نمی توان به سوی دمکراسی پایدار و پیگیر حرکت کرد.

۷ – بدون تأکید بر ضرورت حیاتی سازمان یابی طبقاتی و سوسیالیستی کارگران و زحمتکشان که بدون آن آزادی ، دموکراسی و برابری رویایی دست نیافتنی باقی خواهد ماند، نمی توان به آمال های دیرینه ی توده های کار و زحمت جامه عمل پوشاند.

۸– بدون تأکید بر ضرورت همبستگی بین المللی کارگران و زحمتکشان همه ملت ها و همه کشورها، نمی توان از پشتیبانی ارتش کار و زحمت در سراسر کشور برخوردار شد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر)

۱۹ بهمن ۱۳۸۸ـ ۸ ژانویه۲۰۱۰

دو ری بندان سال روز تأسیس جمهوری خودمختار کردستان مبارک باد

ژانویه 22, 2010

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

دو ری بندان سال روز تأسیس جمهوری خودمختار کردستان مبارک باد

۶۴ مین سال روز تاسیس جمهوری دمکراتیک و خودمختار کردستان در مهاباد به رهبری قاضی محمد را به خلق قهرمان کرد ،خلق های تحت ستم ایران و همه ی آزادی خواهان و برابری طلبان تبریک می گوئیم.

۶۴ سال پیش با مبارزات فرقه دمکرات کردستان ایران به رهبری قاضی محمد در دوم بهمن ماه، جمهوری کردستان به عنوان دولت خودمختار محلی اعلام موجودیت کرد. دولت خودمختار کردستان هم چون دولت خودمختار آذربایجان در مدت کوتاهی توانست به بخشی از آرمان های سرکوب شده ی خلق کرد جامه ی عمل بپوشاند و توده ی عظیم مردم را به حمایت و همبستگی با خود بکشاند. امری که هم چون خاری در چشم خوانین، فئودال ها و دولت مرکزی، خشم ارتجاع سلطنتی و حامیان امپریالیستی اش را بر انگیخت.

قاضی محمد در مصاحبه با خبرنگار فرانسوی در ۱۳۲۵ گفت:

» کردها فوق العاده خرسند خواهند شد که دولت مرکزی ایران اصول صحیح دمکراسی را رعایت کند و زبان کردی و حکومت خود مختار کردستان را برای کردها به رسمیت بشناسد. ما خواهان یک چنین راه حلی برای رفع اختلافات می باشیم ولی دولت مرکزی ایران نمی خواهد این راه حل را قبول کند. ما خواهان اجرای انتخابات آزاد در نزدیکترین فرصت ها می باشیم، به شرط اینکه این انتخابات با آزادی کامل و بدون فشار ارتش بعمل آید»

اما این خواست های برحق مردم کرد با گوش های کَرِ ارتجاع سلطنتی و حامیان امپریالیستی اش روبرو شد. در آذرماه ۱۳۲۵ ارتش شاهنشاهی به بهانه ی تامین امنیتِ برگزاری انتخابات به کردستان و آذربایجان لشکرکشی کرد و دولت های خودمختار این مناطق را در هم شکست. قاضی محمد با شهامت و در دفاع از خواست های مردمش در کنار خلق کرد باقی ماند، دستگیر شد و چند ماه بعد به شهادت رسید. به همراه او هزاران نفر از فعالین و مبارزان جنبش ملی خلق کرد نیز دستگیر شده به شکنجه گاه ها اعزام گشته و تیرباران شدند.

اما با شهادت قاضی محمد و هزاران مبارز خلق کرد، مبارزه ملی در کردستان متوقف نشد. این مبارزه در تمامی سال های حاکمیت سلطنتی ادامه یافت. سلطنتی که در نتیجه ی کودتای امپریالیستی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه ی دولت ملی دکتر مصدق، اولین دولت بر آمده از انتخابات آزاد مردم در خاورمیانه ، بیش از پیش به بصورت یک رژیم وابسته به امپریالیسم آمریکا در آمد. پس از سرنگونی رژیم سلطنتی و روی کار آمدن جمهوری اسلامی نیز این مبارزه ملی تداوم یافته است. در ۳۰ سال حاکمیت ولایت فقیه، سرکوب خلق کرد بی مهابا ادامه داشته،تیرباران ها و ترور ها حتی یک روز متوقف نشده است. ترورهایی که رهبران حزب دمکرات کردستان هم چون دکتر عبدالرحمن قاسملو و دکتر صادق

شرفکندی را به شهادت رساند و بسیاری از کادرها و فعالین احزاب و سازمان های کردستان را به خاک و خون نشانده است. هم اکنون نیز ۲۰ نفر از فعالین سیاسی و مدنی کرد با احکام اعدام در زندان های جمهوری اسلامی به سر می برند. اما علیرغم این سرکوب بی رحمانه، مبارزه ی مردم کرد هیچ گاه از تداوم باز نیایستاده است. این مبارزه همواره می تواند و باید به پشتیابی بیدریغ ملت کرد و همبستگی ملت های سراسر ایران متکی باشد و چشم امید به نیروهای بیگانه نداشته باشد. روشن است که حق تعیین سرنوشت ملت های تحت ستم با چکمه های نیروهای بیگانه و در کوله پشتی های آن ها به ارمغان آورده نخواهد شد. هر نوع امید به نیروهای بیگانه، می تواند هم چون سمّی برای این جنبش نجیبانه عمل کند.

در کشور چند ملیتی ایران، مبارزه برای احقاق حقوق ملت های تحت ستم و مبارزه برای رهائی از استبداد، دو جز در هم تنیده مبارزه ی ضداستبدادی است. از این روست که مبارزه برای حق تعیین سرنوشت خلق ها و تلاش برای اتحاد داوطلبانه ی خلق ها در چهارچوب ایرانی فدرال، دمکراتیک و آزاد می تواند پایه گذار حکومتی مردمی باشد. روشن است کسی می تواند خود را آزادی خواه و دمکرات و برابری طلب بداند که حق مردم ایران برای تعیین سرنوشت و انتخاب نظام سیاسی و حق تعیین سرنوشت خلق های ایران را دو جزء به هم پیوسته از گوهر واحد و تجزیه ناپذیر آزادی ودمکراسی بداند.

اگر مبارزه ی ملت های تحت ستم خود را از جنبش سراسری ضد استبدادی کنار بکشد و یا اگر مبارزه ی سراسری ضد دیکتاتوری خواست های برحق خلق های تحت ستم را نادیده بگیرد، پیکار رهائی مردم ایران شکست خواهد خورد. جدائی این دو ستون بزرگ پیکار رهائی تنها می تواند تیغ سرکوب استبداد را بُراتر سازد.

سازمان ما یک بار دیگر سالروز تاسیس دولت خودمختار کردستان را به ملت کرد و به همه خلق های ایران و به همه آزادیخواهان و برابری طلبان تبریک گفته و بر عزم خود برای تداوم مبارزه ی همه جانبه برای آزادی، برابری و همبستگی انسانی تاکیدی مجدد می کند.

سازمان ما در این رزم پرشور، دست های همه ی مبارزان و آزادی خواهانی را که در راه پیوند مبارزه برای حق تعیین سرنوشت مردم ایران و مبارزه برای حق تعیین سرنوشت خلق های تحت ستم ایران می رزمند، را به گرمی می فشارد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم

هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

۲ بهمن ۱۳۸۸ـ ۲۲ ژانویه ۲۰۱۰

ترور جنایت کارانه دکتر مسعود علیمحمدی را محکومی کنیم

ژانویه 13, 2010

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
در صبح روز سه شنبه ۲۲ دی ماه ۱۳۸۸ برابر با ۱۲ ژانویه ۲۰۱۰ دکتر مسعود علی محمدی استاد دانشگاه و دارای دکترای رشته فیزیک با گرایش ذرات بنیادی از دانشگاه صنعتی شریف، در جلو خانه اش در خیابان سهیل در منطقه ی قیطریه تهران ترور شد. او هنگامی که از خانه اش خارج می شد و قصد داشت سوار اتوموبیل اش شود، در اثر انفجار یک بمب کنترل از راه دور که در یک موتور سیکلت جاسازی شده بود، به قتل رسید. نام  این استاد دانشگاه ۵۰ ساله در خردادماه امسال در نامه ای تحت عنوان «حمایت ۴۲۰ نفر از استاتید دانشگاه تهران و علوم پزشکی در حمایت از میرحسین موسوی» که در پایگاه اینترنتی اطلاع رسانی دانشگاهیان حامی میرحسین موسوی چاپ شده بود، آمده است. برخی سایت های نزدیک به موسوی، او را از هواداران میرحسین موسوی می دانند که در برنامه ها ی هسته ای ایران نقشی نداشته است.
به دنبال پخش خبر ترور دکتر مسعود علی محمدی، رسانه های رژیم بدون فوت وقت و به دروغ  او را از دانشمندان هسته ای ایران خواندند و این ترور را به آمریکا و اسرائیل نسبت دادند و اعلام کردند که «انجمن پادشاهی ایران» با انتشار بیانیه ای با عنوان «تکاوران تندر» مسئولیت این عملیات را بر عهده گرفته است. اما این انجمن با انتشار بیانیه ای این اتهام را رد کرد. از سوی دیگر سازمان مجاهدین خلق هم که از سوی برخی سایت های وابسته به سپاه به انجام این ترور متهم شده بود، اعلام کرده است که در چنین اقدامی دست نداشته است.
اقدام تروریستی در قیطریه تهران، که به احتمال زیاد از سوی دستگاه های امنیتی رژیم سازماندهی شده است، اقدامی جنایت کارانه است که برای تشدید فضای امنیتی کشور انجام گرفته است. این اقدام ضدبشری، به عنوان دستاویزی مورد استفاده قرار می گیرد تا با فشار بر زندانیان سیاسی، آن ها را به اعتراف در این رابطه مجبور سازند و یا این سناریو را در قبال دستگیرشده گان جدید به اجرا در آورند. ترورجنایت کارانه یک استاد ناراضی و هوادر میرحسین موسوی، تلاش دارد هم هشداری به همه استادان ناراضی و مخالفان بدهد و هم با انداختن آن به گردن دستگاه های امنیتی خارجی، از آن برای داغ کردن بحث انرژی هسته ای سوءاستفاده کرده و فضای سیاسی کشور را تحت تأثیر قرار دهد و بهانه ای برای سرکوب بیشتر داشته باشد.
سازمان ما این اقدام جنایت کارانه ی تروریستی را به شدت محکوم می کند و آن را عرصه ی جدیدی از شیوه های سرکوب دستگاه ولایت علیه جنبش مردمی می داند و نسبت به ادامه چنین اقدامات تبه کارانه ای هشدار می دهد.
سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی  زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران «راه کارگر»
۲۳ دی ماه ۱۳۸۸ـ ۱۳ ژانویه ۲۰۱۰

در باره ی اوضاع سیاسی کنونی و مختصات آن

ژانویه 8, 2010

اعلامیه ی هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)

اول ـ جنبش ضداستبدادی مردم در تداوم شش ماهه ی خود به یک نقطه ی عطف جدید رسیده است. این نقطه ی عطف را می توان در تظاهرات شکوهمند و سراسری مردم در عاشورا به عینه دید. تظاهرات عاشورا از این ویژه گی برخوردار بود که:
اولأ ـ بدون فراخوان و ابتکار رهبران اصلاح طلب و با اتکا به شبکه های اجتماعی و ارتباطاتی خود به شکلی سراسری سازمان داده شد. حضور سازمان یافته و مبتکرانه ی مردم و شکستن تمامی سد های ایجاد شده توسط نهادهای سرکوب و بر هم زدن تمامی نقشه های آن ها، از قدرت ابتکار و انعطاف پذیری این جنبش خبر می دهد. شکل گیری هم زمان تظاهرات در بسیاری از شهرهای سراسر کشور، عنصر سراسری بودن را نیز به این جنبش پویا افزوده است.
ثانیأ ـ شعار محوری تظاهرات سراسری عاشورا «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای» بود. این امر فرارویی جنبش کنونی از یک جنبش دمکراتیک برای حق رأی خود در چهارچوب قانون اساسی جمهوری را به سوی جنبشی برای نفی کامل نظام اسلامی و به توپ بستن قلعه ولایت به خوبی نشان داد. اکنون جنبش اعتراضی مردم، به رفرم های کوچک نمی اندیشد، بلکه تلاش برای رسیدن به یک رفرم بزرگ و همه جانبه را دردستور کار خود قرار داده است. به چالش طلبیدن دستگاه ولایت به عنوان قوام دهنده وستونِ نگه دارنده ی جمهوری اسلامی امری بود که در سراسر کشور انجام گرفت و مرحله ی جدیدی را رقم زد.
ثالثأ ـ جنبش اعتراضی مردم در تظاهرات روز عاشورا با قدرت تمام در برابر حملات وحشیانه ی نیروهای سرکوب از خود دفاع کرد و این جا و آن جا دستگیرشده گانش را از چنگ مزدوران رژیم نجات داد. این دفاع از خود و این از خودگذشتگی در شرایطی انجام گرفت که خشونت نیروهای سرکوب، در تمامی شش ماهه ی گذشته بی سابقه بود. شلیک مستقیم به مغز تظاهرکنندگان، پرتاب آن ها از بالای پل ها، به زیر گرفتن توسط ماشین های نیروهای انتظامی، و ضرب و شتم بیرحمانه، که فیلم های آنها سندهای ثبت شده ی جنایت یک رژیم مستبد و بیرحم است، اشکالی بود که حیرت همگان را برانگیخت. اما حتی این حد از خشونت و بیرحمی نیز باعث ترس مردم نشد و قدرت دفاعی آن ها را افزایش داد. امری که وحشت رژیم را برانگیخت.

دوم ـ تظاهرات عاشورا و پیش از آن تظاهرات یک میلیون نفری خاکسپاری منتظری، همراه با عمق یابی شعارها و خواست های مردمی و جوانه زدن اولین اقدامات دفاعی مردم، وحشت را بر سراپای دستگاه ولایت و ارگان های سرکوبش مستولی کرد. ترس از مرگ سبب شد تا رژیم حاکم ملاحظات سیاسی و حتی مذهبی را به کناری زده و حتی مقدسات خود را زیرپا بگذارد. بر هم زدن مراسم ترحیم منتظری، حمله به حسینیه ی خمینی در روز تاسوعا و بویژه کشتار و ترور در روز عاشورا، جمهوری اسلامی را حتی در میان معتقدین به اسلام نیز رسوا کرد. ترس از مرگ و لرزان دیدن پایه های قدرت است که آنها را مجبور ساخته به زور عریان روی آورند. سازماندهی تظاهرات فرمایشی در ۹دی ماه، دستگیری وسیع فعالین اجتماعی و مدنی، مفسد فی الارض خواندن تظاهرکنندگان، تلاش برای تغییر زمان اجرای احکام اعدام پس از صدور آن از ۲۰ روز به ۵ روز، تهدید و تعطیل بسیاری از روزنامه ها و نشریات، غیرقانونی کردن بسیاری از فعالیت های اینترنتی به همراه کند کردن شدید سرعت آن، ارسال پارازیت و به تعطیلی کشاندن شبکه های تلویزیونی خارج از کشور، و در یک کلام اجرای حکومت نظامی اعلام نشده در کشور پاسخ دستگاه ولایت به تظاهرات سراسری و مقاومت قهرمانانه مردمی در عاشوار بود. تلاش این حکومت نظامی اعلام نشده نه تنها درهم شکستن اراده مقاومت توده ای است بلکه تعیین تکلیف با اصلاح طلبان حکومتی نیز هست.
سوم ـ اصلاح طلبان حکومتی از دو سو زیر فشار قرار گرفته اند. از یک سو دستگاه ولایت می خواهد با دستگیری و قلع و قمع آنها ، تکلیفشان را یک سره کند. افزایش فشار بر اصلاح طلبان و فریاد مرگ بر این و آن سردادن در تظاهرات ۹ دی ماه، و صدور احکام سنگین زندان برای زندانیان اصلاح طلب، همراه با محدود کردن شبکه های ارتباطی شان و تعطیل روزنامه هایشان، شیوه هائی است که حکومت برای تعیین تکلیف با آن ها در پیش گرفته است. از سوی دیگر جنبش اعتراضی و سراسری مردم با به توپ بستن دستگاه ولایت و به چالش طلبیدن کل نظام اسلامی و درخواست جدائی دین از دولت، از پلاتفرم اصلاح طلبان بسی فراتر رفته است. جنبش اعتراضی به لحاظ پلاتفرمی تلاش می کند خود را از پلاتفرم اصلاح طلبی جدا سازد. این امری است که نگرانی اصلاح طلبان را برانگیخته است. بر متن چنین وضعیتی است که بیانیه ی شماره 17 میرحسین موسوی صادر شده است. میرحسین موسوی، یکی از معتقدین به قانون اساسی جمهوری اسلامی، مدافع دولت دینی و ادغام دین و دولت، و یکی از مخالفین جدی سرنگونی جمهوری اسلامی است. همراهی و همگامی موسوی با جنبش مردمی، تلاشی است برای حفظ جنبش در چهارچوب جنبشی برای اصلاحات در درون حاکمیت اسلامی. از این رو عمیق تر شدن خواسته های مردم بویژه آن چنان که در شعارهای مردم در تظاهرات ۱۶ آذر، مراسم خاکسپاری منتظری و عاشورا به عیان دیده شد نمی تواند خرسندی اصلاح طلبان حکومتی را به همراه داشته باشد. بیانیه با حفظ خود در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و تن دادن به حداقل هائی که از خواست های جنبش مردمی به شدت عقب تر است، و با عقب نشینی آشکار از خواست های قبلی خود موسوی و حتی عقب نشینی از خواست تجدید انتخابات، تلاش کرده است توپ بازی را به میدان حریف انداخته و شکاف در میان طرفداران دستگاه ولایت را تشدید کرده و موضع تندروهای سرکوبگر را تضعیف کند.
با توجه به شواهد و قرائن موجود تحقق همین حداقل های بیان شده در بیانیه، با گوش های کر دستگاه ولایت روبرو خواهد شد. اما اگر این بیانیه بتواند به ایجاد شکاف در اراده واحد برای سرکوب جنبش مردمی منجر شود، و برای مدتی بر دامنه ی جنبش اعتراضی بیافزاید، می تواند مورد بهره برداری جنبش قرار گیرد. در اینجا باید با صراحت اعلام کنیم که به خشونت کشانده شدن جنبش اعتراضی در شرایط کنونی و یا فراهم شدن زمینه برای اقدامات مسلحانه نمی تواند به اهداف جنبش و تداوم آن کمک کند. همان طورهم که شدت یابی سرکوب و گسترش آن در شرایطی که هنوز جنبش مردمی از قوام یافتگی کافی برخوردار نشده است نمی تواند به نفع جنبش باشد. از این رو هر تلاشی که تیغ سرکوب را کند کرده و زمینه را برای تداوم و گسترش دامنه ی جنبش فراهم آورد، مورد استفاده بهینه ی جنبش مردمی قرار خواهد گرفت. زیرا واقعیت این است که جنبش مردمی علیرغم ظرفیت رشد یابنده اش برای استواری و قوام خود به زمان نیاز دارد. بر این پایه است که حضور اصلاح طلبان در کنار مردم در شرایط کنونی، پوششی است که هنوز دوره ی آن به سر نرسیده است.

چهارم ـ عمق یافتن خواست ها و شعارهای جنبش اعتراضی مردمی، و تداوم آن، به تدریج راه اصلاح طلبان را از راه مردم جدا خواهد کرد. اما مهمترین مسئله این است که این جدائی در شرایطی انجام گیرد که جنبش از قوام، دامنه و عمق کافی برخوردار شده باشد که امکان سرکوب و درهم شکستن آن مقدور نباشد. روشن است که تداوم شکاف در بالا هم چنان به نفع جنبش مردمی است و باید این شکاف را به تزلزل در میان دستگاه سرکوب نیز گسترش داد. با این حال در روند این جدائی، نیاز جنبش به رهبرانی از درون خود و از آن خود را به موضوع اصلی پیشاروی آن تبدیل خواهد کرد. از این رو تلاش برای متشکل تر شدن، سازمانیافته تر شدن و روی پای خود ایستادن به زمان نیاز دارد و جنبش توده ای باید این زمان را داشته باشد تا خود را متشکل سازد. بدون سازمان یافتگی کافی، در هر تحولی که صورت بگیرد این کارگران و زحمت کشان هستند که بازنده ی اصلی خواهند بود. لذا تداوم شکاف در جبهه دشمن میتواند دررابطه با فرصت یابی برای انسجام دادن به صفوف جنبش توده ای، مورد استفاده بهینه جنبش مردمی قرار گیرد.

پنجم ـ در شرایطی که جنبش اعتراضی هر روز رادیکال تر و منسجم تر میشود و قلعه های دستگاه ولایت و ستون های اصلی حاکمیت اسلامی را نشانه رفته است، تلاش برای گسترش قاعده و دامنه ی جنبش، پیوند خواست های عمومی ـ سیاسی با خواست های مطالباتی ـ طبقاتی، تقویت شبکه های ارتباطی توده ای در محیط های کار و زندگی، تاکید بر ضرورت سازمانیابی اقشار گوناگون مردمی به همراه تلاش برای تهیه ی پلاتفرم هایی که بیان خواست های واقعی و آتی جنبش انقلابی مردمی باشد و شکل دهی به اتحادها و اتئلاف های نیروهای چپ و سوسیالیستی که آمال و آرزوهای واقعی مردم را بیان می کنند، باید در دستور کار قرارگیرد.

سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
۱۸ دی ماه ۱۳۸۸ـ ۸ ژانویه ۲۰۱۰

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان:فرارسیدن سال نو میلادی مبارک باد

دسامبر 31, 2009

فرارسیدن سال نو میلادی مبارک باد
سال نو میلادی را به همه ی هموطنان مسیحی و تمامی ایرانیانی که در سراسر جهان این روز را جشن می گیرند، صمیمانه تبریک می گوئیم.
امسال در حالی سال میلادی را به پایان می بریم:
که جنبش نوپای ضداستبدادی ایران، جوانه های زیبای دنیائی بهتر را به سراسر جهان مخابره کرده است؛
که مردم ایران با شعار «دین از سیاست جداست»، نه تنها خواهان جدائی دین از دولت، بلکه از آزادی داشتن یا نداشتن دین و آزادی اعتقاد به هر مذهبی دفاع می کنند. این شعار، اعتراض روشنی نیز هست به سرکوب خشن و وحشیانه ی مذاهب غیررسمی و اقلیت های ملی ـ فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران. فشار بر هموطنان مسیحی نیز امری نیست که از چشم جهانیان دور مانده باشد؛
امسال در حالی سال میلادی را به پایان می بریم:
که مبارزه ی متحد مردم ایران، جرقه های امید برای مبارزه ی همبسته کارگران و زحمتکشان و دیگر اقشار مردمی بی توجه به جنسیت، ملیت، مذهب و اعتقادات شخصی شان، حتی صفوف معتقدان به همه ی مذاهب علیه استبداد دینی را از خود نشان داده است. وقتی ارامنه ی اصفهان شب ها بر سر بام خانه هایشان فریاد «الله اکبر» را با لهجه خودشان سر می دهند، و مورد سرکوب سپاه دین قرار می گیرند، همین همبستگی مردمی را بیان می کنند؛
امسال در حالی سال میلادی را به پایان می بریم:
که مبارزات شکوهمند مردم ایران برای آزادی، و علیه دیکتاتوری در۳۰ خرداد، ۱۸ تیر، روز قدس، ۱۳آبان، ۱۶ آذر، و روز عاشورا، و انعکاس این مبارزات شورانگیز با اتکا به خبرنگارـ شهروندی بی نظیر و تحسین برانگیز به سراسر جهان ، همبستگی جهانی با مردم ایران را به باشکوهترین نشان همبستگی انسانی تبدیل کرده است. حالا جهانیان، چهره دیگری از ایرانیان را مشاهده می کنند. چهره ای که اگر با آگاهی و تشکل و هوشیاری همراه شود می تواند چهره ای برای دفاع از شور زندگی، از همبستگی انسانی، از برابر حقوقی زن و مرد، از برابر حقوقی همه مردمان بی توجه به نژاد، رنگ پوست، ملیت، فرهنگ، جنسیت، اعقتادات و از فرصت های برابر برای رشد، از حق تعیین سرنوشت خلق های تحت ستم، از حق کارگران و زحمتکشان که زیر ستم استثمار سرمایه کمر خم کرده اند، برای داشتن شرایط زندگی شایسته ی انسان و بهره مندی کامل از ارزش های تولید شده از نیروی کارشان، باشد. این چهره ی زیبا و جدید از مر دم ایران که با شمشیر استبداد دینی به خون آغشته شده، همدردی و همراهی همه آزادیخواهان و برابری طلبان را برانگیخته است.
و امسال در حالی سال نو میلادی را آغاز می کنیم:
که امید داریم که جنبش ضد دیکتاتوری مردم، بتواند با گسترده تر کردن دامنه ی خود، با کشاندن بخش های هر چه بیشتری از مردم به صفوف خود، بر قدرتمندی و شکست ناپذیری خود بیافزاید و تیغ سرکوب را کندتر کند.
و امسال در حالی سال نو میلادی را آغاز می کنیم:
که امید داریم مبازات سیاسی ـ عمومی مردم ایران، با جنبش های مطالباتی کارگران و زحمت کشان و دیگر اقشار جامعه پیوند خورده و مبارزات ضداستبدادی را به مبارزات ضداستثماری پیوند زده و آزادی های سیاسی را با فرصت های اجتماعی برابر عجین کرده و آینده ی رزم پرشور مردمی را تضمین کند.
و امسال در حالی سال نو میلادی را آغاز می کنیم:
که امید داریم، جنبش نوپای ضداستبدادی مردم ایران بتواند با سازمانیابی و متشکل شدن، روی پاهای خود، استوار بایستد و حق تعیین سرنوشت خود را با سازمان دهی ارگان های قدرت توده ای، در دست های توانای خود بگیرد و این فرصت را به موج سواران حرفه ای ندهد که همواره در پی فرصتی هستند که مبارزات مردم را به نردبان ترقی خود تبدیل کنند.
که امید داریم جنبش انقلابی مردم ایران، فرصت را از ماجراجویان اسلامی حاکم بر کشور بگیرد که شرایط را برای دخالت و طمع سلطه گران خارجی فراهم آورد و یا زمینه ی تحریم های شدید علیه ایران را آماده سازد. امری که عواقب سنگین آن را مردم ایران باید بپردازند.
و در پایان یک بار دیگر فرارسیدن سال نو میلادی را به همه ی آن هایی که این روز را جشن می گیرند تبریک می گوئیم و برایشان روزهای شاد و پرنشاط در سال جدید آرزو می کنیم.

سرنگون باد جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
۱۰ دی ماه ۱۳۸۸ـ ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹

اعلامیه هیئت اجرائی سازمان : موج گسترده ی بازداشت ها از ترس رژیم خبر می دهد

دسامبر 29, 2009

به دنبال تظاهرات دلاورانه، شکوهمند مردم در سراسر کشور که ارکان جمهوری اسلامی را لرزاند، نیروهای امنیتی و انتظامی رژیم به دستگیری گسترده مخالفان روی آورده اند. بیش از ۱۱۰۰ نفر در تهران، نزدیک به ۴۰۰ نفر در اصفهان، ۳۰ نفر در تازه شهر سلماس و تعداد دیگر در شهرستان های مختلف بازداشت شدند. هم چنین موج دستگیری فعالین سیاسی مخالف با شدت به جریان افتاده است. ماشالله شمس الواعظین، عمادالدین باقی، ابراهیم یزدی، مرتضی کاظمیان، منصوره شجاعی ، ابوالفضل موسویان، محمدطاهری پسر امام جمعه سابق اصفهان، حشمت الله طبرزدی، ابوالفضل قدیانی، مصطفی ایزدی روزنامه نگار، اردوان تراکمه و امید منتظری از فعالین دانشجویی  به همراه خانم مهین فهیمی عضو مادران صلح، و تعدادی دیگر از فعالین دانشجویی و… بازداشت شده اند.
موج گسترده بازداشت های چند روز اخیر به همراه ربودن اجساد شهدای تظاهرات عاشورا، نشان از وحشت رو به افزایش دستگاه ولایت دارد. آن ها که در روز عاشورا به روی مردم آتش گشودند تا مانع از برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز مردم شوند، گوشه هایی از خشم فروخورده ی مردم را در شورانگیزترین حرکت اعتراضی شش ماه گذشته که هم چون تمرینی برای قیام سراسری بود، به خوبی دیدند و هم چون بید بر خود لرزیدند و اکنون برای انتقام از مردم به دستگیری های گسترده پناه آورده اند. اما هر چه مردم و فعالین و جوانان این مرزوبوم را دستگیر کنند، نمی توانند تمامی ۷۰ میلیون را به زندان ببرند. حال که مردم در سراسر کشور به پا خواسته و فریاد «مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر خامنه ای» سر می دهند و در خیابان ها در مقابل سرب داغ سینه سپر می کنند، از رفتن به زندان ترسی به خود راه نمی دهند. آن ها در زندان ها نیز در برابر ددمنشی های شکنجه گران دستگاه ولایت و حاکمیت اسلامی، شجاعانه مقاومت خواهند کرد و پوزه جلادان را به خاک خفت خواهند کشاند.

سازمان ما با درود بیکران به مقاومت دلاورانه مردم سراسر کشور، با سر تعظیم فرود آوردن در برابر شهدای جنبش انقلابی مردم، دستگیری فعالین سیاسی و مدنی را بشدت محکوم کرده و خواهان آزادی بی قید و شرط همه ی آن هاست.

سازمان ما از تمامی جوانان و فعالین سیاسی و مدنی می خواهند در این لحظات حساس خانواده های دستگیرشده گان را تنها نگذاشته و در کنار آن ها در جلو زندان ها با تجمعات اعتراضی خواهان آزادی دستگیرشده گان شوند. می توان اعتراض به دستگیری ها را به یک حرکت گسترده ی اعتراضی تبدیل کرد و دستگاه سرکوب را در مقابل اراده خانواده های زندانیان سیاسی به تسلیم واداشت.

سازمان ما از تمامی فعالین اجتماعی، سازمان ها و انجمن های مدافع حقوق بشر، تشکل های مدافع حقوق زندانیان سیاسی می خواهد با تمام امکانات خود، سیاست سرکوبگرانه دولت اسلامی را افشاء و محکوم کرده و برای آزادی زندانیان سیاسی از هیچ تلاشی فروگذاری نکنند.

سرنگون باد جمهوری اسلامی
زنده باد آزادی زنده باد سوسیالیسم
هیئت اجرائی سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر)
۸ دی ماه ۱۳۸۸ ـ ۲۹ دسامبر ۲۰۰۹