Archive for the ‘صادق افروز’ Category

زلزله در هاییتی ! صادق افروز

ژانویه 18, 2010

زلزله بسیار شدیدی به قدرت 7.3 ریشتر ، پورت آپرینس پایتخت هاییتی را به شدت درهم کوبید . پس از این زلزله بیش از 30 پس لرزه با درجاتی حدود 4.5 ریشتر بر شدت خرابی ها افزوده است .تعداد تلفات را در حدود 100 هزار نفر حدس می زنند . صحنه هایی که از خیابان های این شهر توسط خبرنگاران به خارج فرستاده می شود بسیار اسف انگیز است .اجساد در خیابان ها رها شده اند ، و کودکان در جستجوی آب و غذا به هر دری می زنند . تعفن ناشی از اجساد رها شده در خیابان ها آنقدر آزار دهنده است که مردمی که جایی و وسیله ای برای به خاک سپردن مردگان ندارند به ناچار مردگان را در خیابان ها به آتش می کشند .

زلزله ، خانه هایی را که فاقد مقاومت در مقابل زلزله بودند به همراه بیمارستان ها ، هتل ها و مدارس در هم کوبیده است . حتی ساختمان های دولتی و کاخ ریاست جمهوری هم در برابر این زلزله تاب نیاورده اند . به گفته رنه پری وال رئس جمهور هاییتی ساختمان پارلمان ویران شده و اداره مالیات هم از بین رفته است .بیمارستان های بر جا مانده به علت ازدهام بیش از توانایی پذیرش بیماران جدید را ندارند .دولت بسیار ضعیف پری وال قادر به مواجهه با چنین بحرانی نبود . سازمان ملل هم علیرغم داشتن 9000 سرباز در این کشور از حل این بحران ناتوان است .

هاییتی در همسایگی جمهوری دومینیکن قرار دارد و به همراه این کشور یک جزیره را تشکیل می دهد .کوبا و ایالات متحده آمریکا نیز با هاییتی مرز آبی دارند و ساحل هایشان از هم چندان دور نیست .

رسانه هایی که اخبار مربوط به هاییتی را به جهان مخابره می کنند همه اذعان دارند که خانه ها و ساختمان های پورت آپرینس بسیار ضعیف ساخته شده و توان مقابله با زلزله ای به این قدرت را به هیچ وجه نداشتند . آنها همچنین این واقعیت را مورد اشاره قرار می دهند که دولت رنه پری وال بسیار ضعیف است . ولی هیچکدام از این رسانه ها از آنجاییکه در خدمت منافع کمپانی های بزرگ هستند به دلائل این همه ضعف و نقصان نمی پردازند .چرا 60 در صد خانه ایمنی لازم را نداشتند ؟ چرا هیچ مقرراتی در مورد خانه سازی در شهری که روی خط زلزله قرار داشته به مورد اجرا گذاشته نشده است؟ چرا و چگونه جمعیت شهری که در دهه 1950 تنها 50 هزار نفر جمعیت داشته ناگهان به 2.5 میلیون نفر رسیده است؟ چرا و چگونه کشاورزی در این جزیره علیرغم آب و هوای مناسب از بین رفته آست ؟ و چرا روستائیان این چنین به شهر ها هجوم آورده اند ؟ برای یافتن پاسخ به این سوالات چاره ای جز مروری بر سیاست امپریالیزم آمریکا در این جزیره نداریم . آمریکا و سازمان ملل و دیگر قدرت های جهانی به اقلیتی فاسد و تبهکار در این کشور کمک کرده اند تا در قدرت باشند و سیاست های نئولیبرالی مورد علاقه آن ها را پیاده کنند . پیاده شدن این سیاست منجر به فقر و فاقه شدید مردم شده ، جنگل ها را نابود کرده ، راه های ارتباطی را نه تنها گسترش نداده بلکه از آن هم که بوده خراب تر کرده و دولت را به موجودی بی خاصیت تبدیل کرده است .

پیاده شدن سیاست نئولیبرالی امپریالیزم آمریکا در هاییتی تاثیرات خرابی زلزله در این کشور را چند برابر کرده است . در دوران جنگ سرد ، آمریکا از دیکتاتور این کشور ، پاپا دوک دوالیه حمایت می کرد .بدنبال دوالیه پدر ، پسرش جانشین او شد . این پدر و پسر از سال 1957 تا 1986 بر این کشور حکومت کردند . در این سال ها آمریکا از این خانواده که سیاستی ضد کمونیستی را در فاصله بسیار نزدیک با کوبا پیش می بردند حمایت می کرد .در این سال ها اقتصاد هاییتی یک اقتصاد بسته و عقب افتاده بود و اکثر اهالی به کشاورزی سنتی مشغول بودند . تحت نظر واشنگتن دوالیه پسر ، در های اقتصاد هاییتی را به روی سرمایه های آمریکایی در دهه 70 و 80 باز کرد . سیل ورود کالاهای کشاورزی آمریکا ، کشاورزی بومی هاییتی را نابود کرد . در نتیجه صد ها هزار نفر از کشاورزان خانه خراب شده به پورت آپرینس پایتخت کشور هجوم آوردند . این مهاجرین با حقوق های بسیار ناچیز در کارخانه ها و کارگاه های آمریکایی که در منطقه ای مخصوص ساخته شده بود مشغول به کار شدند .

در دهه 80 مردم هاییتی برای سرنگونی دوالیه بپا خواستند و ژان برتراند ارستید را به عنوان رئیس جمهور خود انتخاب کردند . ارستید در پلاتفرم انتخاباتی اش ، وعده اصلاحات ارضی ،سرمایه گذاری در امر جاده سازی و گسترش راه های ارتباطی و افزایش دستمزد ها را می داد .

آمریکا نمی توانست رژیم جدید را که تهدیدی جدی برای ادامه اجرای سیاست های نئولیبرالی بود تحمل کند . برای پایان دادن به این وضعیت آمریکا از کودتایی که ارستید را در سال 2004 به زیر کشید علنا حمایت کرد . این کودتا در شرایطی انجام شد که ارستید تحت فشار آمریکا بسیاری از وعده های انتخاباتی خود را فراموش کرده و حاضر به سازش بود .ولی آمریکا حتی آن نیمچه اصلاحات ارستید را هم نمی توانست تحمل کند . آمریکا خواهان رژیمی بود که در برابر تمامی خواسته ها زانو بزند . تقاضای کمک مالی 21 میلیارد دلاری ارستید از سوی آمریکا رد شد و سرانجام در سال 2004 در کودتایی که به کمک الیت این کشور و جوخه های مرگ صورت گرفت حکومت ارستید سرنگون شد . سربازان سازمان ملل که در ظاهر برای حفظ امنیت به این جزیره ارسال شده بودند در واقع این کشور را اشغال کردند و دولت سرسپرده جرارد لتوریتو را به جای ارستید بر سر کار گذاشتند . این دولت مدتی کوتاه در قدرت بود .لتوریتو و اطرافیانش تا توانستند بخش بزرگی از کمک مالی 4 میلیاردی را به جیب خود زدند .دولت لتوریتو اصلاحاتی را که ارستید به اجرا گذاشته بود معلق کرد و فقر و فاقه با ابعاد گسترده تری شتاب گرفت .

در سال 2006 مردم هاییتی به یار دیرینه ارستید یعنی رنه پری وال که در حال حاضر رئیس جمهور کشور است رای دادند . اما پری وال شخص ضعیف النفسی بود و با طرح های نئولیبرالی آمریکا از در سازش در آمد . ارستید در انتقاد از انتخابات 2006 آنرا انتصابات نامید و روی کار آمدن پری وال را خنجری بر پشت مردم نامید .

در ضعف دولت پری وال همین بس که آمریکا ، سازمان ملل و دیگر قدرت های امپریالیستی دولت پری وال نادیده گرفته کمک های مالی خود را به طرف ان ، جی ، او ها (1) سرازیر می کنند .در حال حاضر تعدا این ان ، جی ، او ها نسبت به جمعیت کشور بیشترین در جهان است . تصمیم گیرنده واقعی در کشور همین ان ، جی ، او ها هستند که سیاست های نئولیبرالی را پیاده می کنند .

در رابطه بسیار نزدیک با نیروهای ویژه سازمان ملل (که اکثرشان برزیلی هستند ) اوباما تقریبا همان سیاست های روسای جمهوری قبلی را ادامه داده است .سیاست رونق دادن به صنعت توریسم ،نساجی و لباس دوزی به همراه تضعیف نقش دولت در اقتصاد از طریق خصوصی سازی و از بین بردن مقررات و محدودیت های محیط زیستی و آیین نامه های مربوط به وضعیت کارگران و کارمندان از جمله این سیاست ها هستند .اجرای این سیاست ها دولتی بسیار ضعیف را موجب شده که در شرایط بسیار بحرانی زلزله قادر به هیچگونه کمک رسانی به مردم نیست . مردم صلح دوست جهان که از دیدن صحنه های دلخراش وضعیت زنده ماندگان این زلزله متاثر شده اند همگی در جستجوی راهی برای ارسال کمک های خود می باشند . ولی در ارسال این کمک ها باید دقت کرد که این کمک ها در جهت منافع امپریالیست ها بکار گرفته نشود . در شرایط بسیار دهشتناک کنونی ، حزب لاوالاس و رهبر تبعیدی اش ارستید باید این امکان را داشته باشند که مردم را در بازسازی خرابی ها سازمان دهی کنند . ارستید که در حال حاضر در آفریقای جنوبی در تبعید بسر می برد اعلام داشته برای کمک به مردم به زادگاهش بازخواهد داشت .اتحادیه های کارگری نیز باید از این آزادی بهره مند شوند که بدون ترس و واهمه از جوخه های مرگ به همراه احزاب سیاسی مترقی به مردم یاری برسانند .